عید قربان
-
تاریخ: 1401/4/20 ساعت: 19:06
یه شعری هست با این مضمون گر تو یادم کنی یا نه من یادت هستم خدایا تو که همیشه حواست به این بنده هات هست یه روز قشنگ براشون بساز لطفا
پراز بُغضَم
-
تاریخ: 1400/10/2 ساعت: 3:43
یکسال گذشت با همه اتفاقاتش خدای خوبم،سال جدید رو پر از اتفاقات قشنگ برای تک تک قلب های مهربون و عاشق قرار بده الهی آمین
تبریک سال99
-
تاریخ: 1399/1/27 ساعت: 3:36
سلامعید بر همگی مبارکسال پر از سلامتی آرزومندماین وبلاگ اولین و اخرین وبلاگ منهخیلی تلاش کردم حذفش کنم نتونستممثل همه ی آرزوهایی که بهشون نرسیدممثلِ عشق هایی که متولد نشده مُردنمثل دوستت دارم هایی که گفته نشدندوسش دارم برای یادگاری میمونهاما دیگه پست جدید نداره تنها دلخوشی سالهای قبل تنها مرحم زخم ه...
برفِ دلتنگی
-
تاریخ: 1398/12/14 ساعت: 18:52
با آنکه میدانی منچقدر برف دوست دارم امادلم با دیدنش بیشتر دلتنگ میشود وقتی ، تو در حسرتش بودیو اکنون من به یادت دانه های بلورینش را میبوسم
اندکی مرا بفهم
-
تاریخ: 1398/12/14 ساعت: 18:52
این روز ها بیشتر از قبل تو را کم دارم بغض ها در گلو زندانید و من منتظر واژه ای از جانب توام تو که به آرزویت رسیدی من کجایِ آرزویِ توام؟!؟ در سیل غم غوطه ور بودم به یکباره طوفان نمودی و من از غم رفتنت غرق شدم
کمی تامل باید
-
تاریخ: 1398/12/14 ساعت: 18:52
گاهی وقتا نسنجیدهیا از روی عصبانیت حرفی میزنیم که نباید کاش جای ِخرج کردن صبر رو بدونیم. کاش قسم نخورده بودم کااااااااااااااش
قرض
-
تاریخ: 1398/12/14 ساعت: 18:52
کاش اون تپه ی که روش مینوشتی برای چند ساعت بهم قرض بدی نترس ،کاری به نوشته هات ندارم میخوام به اندازه ای که تو هم نتونستی تنهایی داد بزنم
خاطیرلر
-
تاریخ: 1398/12/14 ساعت: 18:52
ساعات باخیر ،من باخیرام/ساعت نگاه میکند،ومن نگاه میکنم من آغلیرام،قار آغلییر / من گریه میکنم،برف گریه میکند داملا داملا گودن دوشن/به دونه دونه برفی که ازآسمون میاد قارا باخیب، گوز اغلییر / نگاه
خداحافظِ منِ ضعیف
-
تاریخ: 1398/12/14 ساعت: 18:52
امروز به همه خریت هام خط قرمز زدم من رو که بخاطر احساسم ، بخاطرِ دلم بخاطر دوست داشتن کوتاه میومد همین لحظه خاکش کردم از این به بعد صفتی چون انسانیت در من نیستمهربانی حتی املاشم نخواهم دونست چه برسه به مفهومش تبدیل میشم به یه ادم یخی کاملا یخ اینا رو واسه خودم نوشتم که یادم نره برای سومین بار چجوری ...
چه زمستانِ سیاهی
-
تاریخ: 1398/12/14 ساعت: 18:52
جناب عزراییلمن از همه مشتاقترم برای رفتن آنهایی که میبری ، چشم امیدِ هزاران نفرند امامن نَه بعد اذان صبح،مادرم رنگ پریده بود مادربزرگِ مهربانی ها چشمش را برای ابدبست تنها تکیه گاه مادرم و..... زمستانِ برفی سیاه داداشی ، تو هم دی رفتیهمه عزیزانمون هم دی ماهی شدن حالا بعد پاییز، زمستان هم قشنگ نیست
چقدر این روزها
-
تاریخ: 1398/12/14 ساعت: 18:52
از خودم نوشتمچقدر این روز هااحساس تنهایی کردم چقدر این روزها پیر شدم کاش میشد ققنوس بود
آخرین نوشته ام
-
تاریخ: 1398/12/14 ساعت: 18:52
روزیکه اومدم واسه نوشتنپر از درد بودمدردِ فراق برادری عزیزکه در اوج جوانی، پر پر شد قلمم برای برادری نوشتکه تا ابد یادش در دلم زنده است و اکنونقلمم خشک میشوددر این ظلمتی کهجز تنهاییهیچ ندارد من 24اسف
مادرم
-
تاریخ: 1398/12/14 ساعت: 18:52
از هرچه بگذرم نمیتوانم از تنها روزیکه متعلق به توستبگذرم دوستت دارم همچون دست پر مهرت که بر سرم میکشی دوستت دارم همچون آغوشِ گرمت که مرا پناه میدهی دوستت دارم همچون بودن هایت که جاودانه است
نقاش کوچولوی دوست داشتنی
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 21:07
عنوان:Najla
قلبم
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 21:07
قلبم مثل قبل ها نمی تپد بهانه ای برای بی تاب شدن ندارد قلبم بسیار آرام شده است نه با دیدن ، نه با شنیدن نه حتی با به یاد آوردن هیجانی در او اتفاق نمی افتد دیگر همه جای دنیا، همه ی آدم هابرایش تکرارین
خبر از حال دل
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 21:07
گاه تنها گوشی برای شنیدنت کافیست آن هنگام که گلویت پر میشود از بغض گاه تنها سکوت انسانی روبرویت کافیست تا کم شود کوه درد از شانه های خمیده ات گاه تنها سلام آشنایی کافیست تا غبار اندوه بریزد از چشمانت گاه کلامی وصف حال دل است و چه خوب میشد ان کلامجاری شود از زبان دلداری گاهی و گاهی ................
کاش باران می بارید
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 21:07
کاش بارش باران چشم هایم میشست تمام زخم هایم را چه آن زخم های یادگاری را و چه آن زخم های حسرت را کاش لا اقل آسمان نوایش را با نوایم ساز میکرد رشته ی محبت از همه جا بریده کاش لااقل خدا نوازشم میکرد کااااااااااش
تولدم مبارک
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 21:07
منِ عزیزم ، تنها سرمایه و هستی ام تنها یاور همه روزهای ناخوشی و شادیم روز میلادت مبارک
پائیز فصلِ خزانِ ماست
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 21:07
باز هم هوای سرد خزان است و من من و نگاهِ حسرتی،به درخت های شرمگین خانه ات برگ های رنگ پریده از واپسین نگاه های تو چه زرد شده اند گل های سرخ جانِ تو باران که می بارد،جاده ات نمناک نَه سیراب میشود از عش
تنهایی
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 21:07
آه سوزناکی است تنهایی وقت بیداری چشم ها خیره به در گوش ها پر ز سکوت لب ها خشکیده از حرف هایبی واژه تنهایی نه که در سیل عظیمیغوطه ور باشد تن مانده در پیله ی خویشمیان انجمن سایه ی شومی استگدایی تحمل باید ز سوز جدایی آهِ پنجره ی فولادیمیشکند دیوار اتاقی را از دیده ی گریانی کاودیده هرساعت بر راه مرگ بر ...