خرید بک لینک

جناب عزراییل

من از همه مشتاقترم برای رفتن

آنهایی که میبری ، چشم امیدِ هزاران نفرند

اما

من نَه

بعد اذان صبح،مادرم رنگ پریده بود

مادربزرگِ مهربانی ها چشمش را برای ابد

بست

تنها تکیه گاه مادرم و.....

زمستانِ برفی سیاه

داداشی ، تو هم دی رفتی

همه عزیزانمون هم دی ماهی شدن

حالا بعد پاییز، زمستان هم قشنگ نیست

برچسب: نویسنده: یوسف عباسیان تاريخ: چهارشنبه 14 اسفند 1398 ساعت: 18:52

صفحه بندی