خرید بک لینک
گمشده ای دارم نمیدانم کیست

میان سیلاب تنهایی میگردم و میگردم

کسی جز من نیست

کجاست انکه مرا بهتر از من میشناسد

کجاست که شب های تلخ تاریک را به روز بدل سازد

خسته است روحم

از جسم نپرسید که دیگر نیست

مگر مرگ فقط نفس بریدن است

مرگ گاهی سخت خاموش ماندن است

عجیب است که دیگر خود را نیز نمیشناسم

غرق شده را نجاتی هست؟

روحم آشفته نگاهی آشناست که نیست

مرگ گاهی تلخ،شیرین است

برچسب: نویسنده: یوسف عباسیان تاريخ: پنجشنبه 12 ارديبهشت 1398 ساعت: 23:22

صفحه بندی