که مرا
حالم را
حرفم را
میخواند و میشنید
رازدار بود
ولی رفت
حالا دیگر
عمیق تر شده است
دنیای وارونه ی من
دل بستن خطا نیست
گناه است
نه برای تو
برای من
که طاقت بی تو بودن را ندارم
به قول آن ترانه:
من مانده ام تنهااای تنهاااااااا
من مانده ام تنهاا میان سیل ِ غم هااا
حبیبم
تنهااا
برچسب:
نویسنده: یوسف عباسیان